تبليغاتX
مهر گردون
   
مهر گردون
 
 
موضوعات

داستان

شعر

آموزشی

شخصي

روش نگارش

سایر

____________________
آرشيو مطالب

خرداد 1388

مرداد 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

آذر 1386

دی 1385

آبان 1385

شهریور 1385

تیر 1385

خرداد 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

دی 1384

آذر 1384

____________________
مطالب اخير

باشم یا نباشم؟

دخترک

زندگی اتومبیلی!

این هم از آقای ابراهیم نبوی...

دستگیری بهائیان در ایران - خبر نگران کننده

آزاد... یا نفسی تازه!

چار طبع وجود يكتا!

عشق و ازدواج!

پادشاه دانا

پنج سال گذشت...

____________________
پیوند ها

صداي سكوت

رگبار

360 من

ققنوس مقدس

حجم سبز تنهايي

عمو شلبي

آساره زله (روح خدا)

حجم سبز تنهایی

نگاه

عشق زميني

ویرونه

شعر و داستان

قالب وبلاگ

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 
 

پنجشنبه 15 دی1384

جاي پا

يك شب مردي خواب عجيبي ديد. او خواب ديد دارد در كنار ساحل، همراه با خدا قدم مي زند. روي آسمان صحنه هايي از زندگي او صف كشيده بودند. در همه آن صحنه ها، دو رديف ردپا روي شنها ديده مي شد كه يكي از آنها به او تعلق داشت و ديگري متعلق به خدا بود.
هنگامي كه آخرين صحنه جلوي چشمش آمد، ديد كه بيشتر از يك جفت ردپا ديده نمي شود. او متوجه شد كه اتفاقاً در اين صحنه، سخت ترين دوره زندگيش را از سر گذرانده است.
اين موضوع او را ناراحت كرد و به خدا گفت:" خدايا! تو به من گفتي كه در تمام طول اين راه با من خواهي بود، ولي حالا متوجه شدم كه در سخت ترين دوره زندگيم، فقط يك جفت ردپا ديده مي شود. سردر نمي آورم كه چطور درست در لحظاتي كه به تو احتياج داشتم، تنهايم گذاشتي."
خداوند جواب داد:" من تو را دوست دارم و هرگز تركت نخواهم كرد. دوره امتحان و رنج، يعني همان دوره اي كه فقط رد يك جفت پا را مي بيني، زماني است كه من تو را در آغوش گرفته بودم!"

 
 

شنبه 10 دی1384

خوابى چپ در جيپ

وقتى آنها از رودخانه اى كه بنا بود در آن غرق شوند عبور نكردند، مرد گفت: اگر تو خواب نديده بودى كه ما امروز ظهر در اين رودخانه غرق مى شويم، حالا در خانه مان بوديم. زن گفت: البته نعش هامان پر از آب و باد. مرد گفت: از كى تا حالا بايد زندگى مان را طبق خواب هاى سركار تنظيم كنيم؟ زن گفت: تو مختارى كه با شنا يا هر وسيله ديگرى جز اين اتومبيل از رودخانه بگذرى اما من و بچه ها، آبراهه را دور مى زنيم، تا برسيم به پلى يا جايى كه در خوابم نديده باشمش. مرد ترجيح داد كه با آنها سوار اتومبيل بشود تا حوالى شب از پل ماشين رو عبور كنند. ماه بعد به هنگام بازگشت از سفر، زن به نحو عجيبى اصرار مى كرد كه از پل ماشين رو عبور نخواهد كرد.

همين ديشب خواب ديده بود كه تمامى خانواده توى جيپ بوده و اتومبيل روى پل مى رفته، پل ناگهان از وسط رمبيده و آنها در آب مى رفته اند، به صورت نعش هاى آماسيده كبود اما كمى خوشحال. هنگام طغيان بهارى رود بود و آب به ارتفاع اتومبيل قد نمى داد. مرد كوشيد تا زن خوابزده را وادارد كه از پل سالم بگذرند، نشد و دختر و پسر كوچكشان هم گريه كنان جانب مادر را گرفته بودند. آن قدر عر زدند و داد و قال كردند كه عقل نيمه كاره شوهر عصبى به كلى زايل شد. مرد كمى پايين تر از پل جايى كه آب تنك و كم عمق به نظر مى آمد به آب زد. اتومبيل، با سرعت اندكى در آب حركت كرد و عرض رودخانه را تا نيمه طى كرد. در جايى كه ناگهان گود شد، موتور خفه شد. ايستاد. پيش چشمان هراسان خانواده، آب بالا و بالاتر آمد. چون اتومبيل در شن هاى هر دم شسته شده كف رودخانه فروتر مى رفت. مرد گفت: حالا يادم آمد كه ديشب خواب ديده بودم كه درست اينجا...

دختر پنج ساله شان كه حالا چشم هايش گشادتر و صدايش لرزان تر شده بود پرسيد: بابا تو هم مگر از اين خواب ها مى بينى كه مامان مى بيند؟ پيش از آنكه پدر بتواند در آن هول و ولا جواب مناسبى بدهد جيپ به چپ غلتيد و آ نها فقط توانستند دست يكديگر را بچسبند، اما آب از آنها پرزورتر بود.

 
 

شنبه 10 دی1384

دو گاو!!!

*سوسياليسم: دو گاو داريد.يكي را نگه مي داريد.ديگري را به همسايهء خود مي دهيد.
كمونيسم : دو گاو داريد.دولت هر دوي آنها را مي گيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريك كند.
فاشيسم : دو گاو داريد.شير را به دولت مي دهيد.دولت آن را به شما مي فروشد.
كاپيتاليسم : دو گاو داريد.هر دوي آنها را مي دوشيد.شيرها را بر زمين مي ريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.
نازيسم : دو گاو داريد.دولت به سوي شما تيراندازي مي كند و هر دو گاو را مي گيرد.
آنارشيسم : دو گاو داريد.گاوها شما را مي كشند و همديگر را مي دوشند.
ساديسم : دوگاو داريد.به هر دوي آنها تيراندازي مي كنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد.
آپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد مي دهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد.
دولت مرفه : دو گاو داريد.آنها را مي دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي دهيد تا بنوشند.
بوروكراسي : دو گاو داريد.براي تهيهء شناسنامهء آنها هفده فرم را در سه نسخه پر مي كنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.
سازمان ملل : دو گاو داريد.فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي كند.آمريكا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو مي كنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد.
ايده آليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.همسر شما آنها را مي دوشد.
رئاليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.اما هنوز هم خودتان آنها را مي دوشيد.
متحجريسم : دو گاو داريد.زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.
فمينيسم : دو گاو داريد.حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.
پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد.از هر كدام شير بدوشيد فرقي نمي كند.
ليبراليسم : دو گاو داريد.آنها را نمي دوشيد چون آزاديشان محدود مي شود.
دموكراسي مطلق : دو گاو داريد.از همسايه ها راي مي گيريد كه آنها را بدوشيد يا نه.
سكولاريسم : دو گاو داريد.پس به خدا نيازي نيست

 

این سیاستولکن نیست... یکی نیست بگه چکار با این گاوای زبون بسته داری

 
 

Weblog Themes By Pars Theme