تبليغاتX
مهر گردون
   
مهر گردون
 
 
موضوعات

داستان

شعر

آموزشی

شخصي

روش نگارش

سایر

____________________
آرشيو مطالب

خرداد 1388

مرداد 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

آذر 1386

دی 1385

آبان 1385

شهریور 1385

تیر 1385

خرداد 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

دی 1384

آذر 1384

____________________
مطالب اخير

باشم یا نباشم؟

دخترک

زندگی اتومبیلی!

این هم از آقای ابراهیم نبوی...

دستگیری بهائیان در ایران - خبر نگران کننده

آزاد... یا نفسی تازه!

چار طبع وجود يكتا!

عشق و ازدواج!

پادشاه دانا

پنج سال گذشت...

____________________
پیوند ها

صداي سكوت

رگبار

360 من

ققنوس مقدس

حجم سبز تنهايي

عمو شلبي

آساره زله (روح خدا)

حجم سبز تنهایی

نگاه

عشق زميني

ویرونه

شعر و داستان

قالب وبلاگ

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 
 
 

چهارشنبه 1 خرداد1387

این هم از آقای ابراهیم نبوی...

ابراهیم نبوی

بهائی، اوه اوه اوه، صهیونیست!

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 1 خرداد 1387  

در راستای اینکه در جریان انفجار شیراز گروهی که مخالف وهابیت و بهائیت بودند، کشته ‏شدند و اول معلوم شد که انفجار توطئه نبوده، ولی بعدا مسوولان مربوطه به این نتیجه رسیدند ‏که وقتی در کشور ما گران شدن قیمت گوجه فرنگی هم توطئه استکبار است، چطور ممکن ‏است انفجاری به این بزرگی توطئه نباشد، و لذا تشخیص داده شد که اگر توطئه باشد بهتر است ‏و برای هر توطئه ای باید عوامل آن کشف شده و چون گروه مورد انفجار، مخالف وهابیت و ‏بهائیت بودند، و وهابیون دم دست نبودند، اما بهائی ها دم دست بودند، تعدادی از بهائی ها ‏دستگیر شدند. و با توجه به اینکه گروه منفجرکننده که اول در حال فرار بوده و دستگیر شدند ‏و معلوم شد ابتدا انگلیسی هستند، و بعد تشخیص داده شد که چون آمریکا خطرناک تر از ‏انگلیس است، پس بهتر است آمریکایی باشند. اما همین دیروز مسوولان مملکتی به این نتیجه ‏رسیدند که اصلا یادشان نبود که اسرائیل از هر دو خطرناک تر است، پس تشخیص داده شد ‏که به گفته دری نجف آبادی، دادستان کل کشور بمب گذاری شیراز مستقیما دست اسرائیل بود. ‏در همین چند راستای نامربوطی که عرض شد، و با توجه به اینکه سخنگوی هیات دولت ‏دیروز اعلام کرد که « بازداشت بهائیان دلایل امنیتی دارد.» اینجانب نیز شدیدا از اظهارات ‏این سخنگو حمایت کرده و با توجه به دلایل مختلف معتقدم " بهائیت" چه در این انفجار دست ‏نداشته باشند، چه دست داشته باشند، امروز جزو دشمنان خطرناک ایران محسوب شده و دلایل ‏خود را در همین راستا به عرض می رسانم.‏

دلیل فلسفی: بهائی ها وجود دارند، و کسی که در ایران وجود دارد، خود بخود خطرناک است، ‏چه رسد به این که بهائی هم باشد، پس بهائیان تا وقتی موجود هستند، مخالف امنیت کشور بوده ‏و نه تنها در انفجار شیراز بلکه در گرانی مسکن، جنگ شیعه و سنی، تصادف اتومبیل ها در ‏جاده های شمال و انفجارات ناشی از لوله کشی گاز نیز نقش دارند.‏

دلیل تاریخی: بهائی ها حداقل سی سال است که یا مورد حمله قرار داشتند، یا مشغول زندان ‏کشیدن بودند، یا در حال بازجویی شدن بودند، یا به زور تغییر دین می دادند، تازه هر وقت هم ‏به آنها می گفتی نظرت چیست؟ می گفتند ما اهل سیاست نیستیم، طبیعی است آدمهایی با این ‏سابقه تاریخی خطرناک هستند. ‏

دلیل سیاسی: در ایران شاعران و نویسندگان و خوانندگان و رانندگان و زنان و دانشجویان و ‏فیلمسازان و نی نوازان، همه یا اول سیاسی بودند، یا اینکه کم کم سیاسی می شوند، چطور ‏ممکن است یک نفر ایرانی باشد و سیاسی نباشد؟ همین یک دلیل نشان می دهد کسانی مثل ‏بهائی ها که می گویند ما در سیاست دخالت نمی کنیم، حتما یا جاسوس اند، یا ایرانی نیستند. ‏اگر هم ایرانی نیستند و در ایران زندگی می کنند، حتما قصد انفجاری چیزی را دارند، به ‏همین دلیل کاملا سیاسی، بهائیان موجوداتی خطرناک و ضد امنیتی هستند و باید مثل صد سال ‏گذشته باز هم مجازات شوند.‏

دلیل منطقی: چطور ممکن است انفجاری در شیراز صورت بگیرد و محل انفجار محل ‏مخالفت با وهابی ها و بهائی ها باشد و چون افراد مورد انفجار از بهائیان بیزار هستند، بهائی ‏ها در این انفجار دست نداشته باشند؟ از طرف دیگر تا به حال سابقه نداشته که یک بهائی ‏دست به خشونت زده باشد یا کار خطرناکی در سیاست کرده باشد، پس منطقا نتیجه می گیریم ‏که اگر این گروه تا کنون کار خشونت آمیزی نکردند، حتما از این به بعد می خواهند بکنند.‏

دلیل جغرافیایی: اکثر بهائی ها در سالهای بعد از انقلاب از ایران رفتند، اما عده ای از آنها در ‏کشور ماندند، در حالی که عقل حکم می کند آدم در جایی که اجازه هیچ کاری ندارد، نماند و ‏برود به جایی که می تواند هرکاری خواست بکند، پس وجود این افراد در ایران نشان می دهد ‏که آنها نقشه ای دارند، و وقتی وجود یک آدم نشان می دهد که نقشه ای دارد، پس معلوم است ‏که بهائی ها انفجار شیراز را انجام دادند و به دلایل جغرافیایی هم ضدامنیتی هستند.‏

دلایل اطلاعاتی: بهائی ها حق استخدام شدن ندارند، در ارتش هم که نمی توانند وارد شوند، به ‏دانشگاه هم که نمی توانند بروند، وارد سیستم دولتی و اطلاعاتی و انتظامی هم که نمی توانند ‏بشوند، پس همه چیز نشان می دهد که آنان دسترسی بسیاری به اطلاعات داشته و اگر هم ‏تروریست نباشند، حداقل جاسوس هستند. بهائی ها شرایط جاسوسی را هم در تمام این سالها ‏داشته اند، هم دسترسی به اطلاعات محرمانه داشتند، هم کسی آنها را کنترل نکرده است.‏

دلایل دینی: در ایران همه ادیان آزادی کامل دارند، فقط یهودیان صهیونیست هستند، سنی ها ‏وهابی و خطرناک هستند، دراویش مورد حمله قرار می گیرند، اصلاح طلبان دینی هم که ‏عامل دشمن هستند، مراجع تقلید شیعه هم که حق ندارند از خانه شان بیرون بیایند، طبیعتا ‏همین دلایل ساده ثابت می کند دستگیری بهائیان در روزهای اخیر، هیچ دلیل دینی ندارد و به ‏قول سخنگوی دولت، فقط و فقط به دلایل امنیتی بهائیان بازداشت شده اند.‏

نتیجه گیری اخلاقی: همین که بهائی ها با وجود همه محبتی که هر روز از سوی حکومت به ‏آنها می شود، هنوز زنده هستند و در ایران زندگی می کنند، بزرگترین دلیل بر خطرناک بودن ‏آنهاست. ‏

 

 
 

پنجشنبه 26 اردیبهشت1387

دستگیری بهائیان در ایران - خبر نگران کننده

بارنی لیت

شش تن از هفت عضو هیأت یاران ایران، گروه غیررسمی که فعّالیتهای امری در ایران را در غیاب هیأت اداری رسمی اداره میکند، در ساعات بامدادی امروز، 14 مه، بازداشت شدند.

بیتالعدل اعظم، شورای حاکمهء جهانی امر بهائی، هم‌اکنون در پیامی ما را از این خبر نگرانکننده و مصیبتبار آگاه فرمودند.

مأمورین وزارت اطّلاعات در طهران وارد منازل خانم فریبا کمالآبادی، جناب جمالالدّین خانجانی، جناب عفیف نعیمی، جناب سعید رضایی، جناب بهروز توکّلی، و جناب وحید تیزفهم شدند و بعد از جستجویی گسترده، آنها را به زندان بدنام اوین در طهران منتقل ساختند. عضو هفتم، خانم مهوش ثابت، منشی یاران ایران، از 5 مارس 2008 در بازداشت به سر میبرد.

چنین اقدام هولناکی از سوی حکومت از وقایع وحشتناک سالهای 1980 و 1981 تا کنون سابقه نداشته است. در آن زمان هر نـُه عضو محفل روحانی ملّی (شورای ملّی حاکمهء بهائی) در 21 اوت 1980 ربوده و ناپدید شدند بدون آن که اثری از آنها به دست آید. محفل ملّی تازهتشکیل بعدی با اعدام هشت تن از اعضائش در 27 دسامبر 1981 از میان رفت.

از آن زمان تا کنون، بهائیان ایران نتوانستهاند اعضاء محافل خود را انتخاب کنند و فعّالیتهای آنها با گروههای کوچک غیررسمی که به نام "یاران" شناخته میشود، هماهنگ شده است.

این گواهی دیگر است، اگر نیاز به گواه و مدرک باشد، که حکومت ایران عزم را بر نابودی امر بهائی در سرزمین زادگاهش جزم کرده است.

اگر شما طریقی مشروع و معقول برای اعتراض علیه این اقدام کاملاً غیرموجّه از سوی حکومت ایران دارید، لطفاً اقدام نمایید. و لطفاً این پیام را به سایر وبلاگها نیز انتقال دهید.

برای کسب اطّلاعات بیشتر در مورد اذیت و آزار بهائیان در ایران به لینک زیر مراجعه نمایید.

http://question.bahai.org/

منبع: http://ostade-azal.blogfa.com/post-62.aspx

 

(نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷)

 
 

شنبه 23 دی1385

عشق و ازدواج!

شاگردي از استادش پرسيد:" عشق چست؟ " استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني! " شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردي؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم ." استاد گفت: " عشق يعني همين!

love

شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ " استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمي تواني به عقب برگردي! " شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهي با درختي برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم." استاد باز گفت: " ازدواج هم يعني همين!

wedding

 
 

شنبه 4 شهریور1385

داداش کوچولو

مدت زيادی از تولد برادر کوچولوش نگذشته بود،او مدام به پدر و مادرش اصرار می کرد تا با نوزاد جديد تنهايش بگذارند.پدر و مادر می ترسيدند او هم مثل بيشتر بچه های چهار پنج ساله به برادرش حسودی کند و بخواهد به نوزاد آسيبی برساند.اين بود که جوابشان هميشه نه بود.اما در رفتار دخترک هيچ نشانی از حسادت ديده نمی شد،با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم برای تنها ماندن با او،روز به روز بيشتر می شد،بالاخره پدر و مادرش تصميم گرفتند تا با اين درخواست موافقت کنند. دخترک با خوشحالی به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست اما لای در باز مانده بود و پدر و مادر کنجکاوش می توانستند مخفيانه نگاه کنند و بشنوند.آنها دخترشان را ديدند که آهسته به طرف برادر کوچکترش رفت صورتش را روی صورت او گذاشت و به آرامی گفت:

نی نی کوچولو، به من بگو خدا چه جوريه؟من داره يادم ميره!

کوچولو

 
 

سه شنبه 27 تیر1385

مهر نیایش

براي فر و شكوهي كه مهر،

پيوندگار جان و جهان دارد

و براي آرامش و شادي در سرزمين ايران،

مي ستائيم مهر را،

مهر پيوندگار جان و جهان را

بشود كه مهر براي ياري ما آيد،

       بشود كه مهر براي شادماني ما آيد،

               بشود كه مهر براي آمرزش ما آيد،

                      بشود كه مهر براي تندرستي ما آيد،

                             بشود كه مهر براي نيرومندي ما آيد،

                                    بشود كه مهر براي آسودگي ما آيد،

                                           بشود كه مهر براي بهروزي ما آيد،

                                                  بشود كه مهر براي پاكي ما آيد،

 نيرومند و بسيار توانا است مهر و سزاوار ستايش،

 مهري كه پيوندگار جان و جهان است را نيايش مي كنيم.

 

اوستا

 
 

شنبه 10 دی1384

دو گاو!!!

*سوسياليسم: دو گاو داريد.يكي را نگه مي داريد.ديگري را به همسايهء خود مي دهيد.
كمونيسم : دو گاو داريد.دولت هر دوي آنها را مي گيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريك كند.
فاشيسم : دو گاو داريد.شير را به دولت مي دهيد.دولت آن را به شما مي فروشد.
كاپيتاليسم : دو گاو داريد.هر دوي آنها را مي دوشيد.شيرها را بر زمين مي ريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.
نازيسم : دو گاو داريد.دولت به سوي شما تيراندازي مي كند و هر دو گاو را مي گيرد.
آنارشيسم : دو گاو داريد.گاوها شما را مي كشند و همديگر را مي دوشند.
ساديسم : دوگاو داريد.به هر دوي آنها تيراندازي مي كنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد.
آپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد مي دهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد.
دولت مرفه : دو گاو داريد.آنها را مي دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي دهيد تا بنوشند.
بوروكراسي : دو گاو داريد.براي تهيهء شناسنامهء آنها هفده فرم را در سه نسخه پر مي كنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.
سازمان ملل : دو گاو داريد.فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي كند.آمريكا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو مي كنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد.
ايده آليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.همسر شما آنها را مي دوشد.
رئاليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.اما هنوز هم خودتان آنها را مي دوشيد.
متحجريسم : دو گاو داريد.زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.
فمينيسم : دو گاو داريد.حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.
پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد.از هر كدام شير بدوشيد فرقي نمي كند.
ليبراليسم : دو گاو داريد.آنها را نمي دوشيد چون آزاديشان محدود مي شود.
دموكراسي مطلق : دو گاو داريد.از همسايه ها راي مي گيريد كه آنها را بدوشيد يا نه.
سكولاريسم : دو گاو داريد.پس به خدا نيازي نيست

 

این سیاستولکن نیست... یکی نیست بگه چکار با این گاوای زبون بسته داری

 
 

Weblog Themes By Pars Theme