|
|
آزاد... یا نفسی تازه! |
 |
|
متن نامه بابک سحرخیزان:
بسم الله الرحمن الرحیم
نامهای به بچههای خوب بهائی
من با بچههای زیادی از آئین بهائی تا کنون گفتگو کردهام و انصافاً آنها را بچههای خوبی یافتهام. ایمان بچههای بهائی ستودنی است. کلامشان سرشار از عشق به معنویت است. رسیدن به حقیقت هدفشان است و اصلاح عالم وجهه همتشان. بسیار مؤدب هستند و خوشبرخورد. سادگی و صمیمیت مشخصه آنها است به طوریکه یکی از علاقههای شخصی این جانب گفتگو با آن بچههای خوب است و البته از موانعی که بر سر راه گفتگو با این دوستان وجود دارد همیشه گلهمند بودهام.
شاید برخی از شما از صفحه من در 360 بازدید کرده باشید و با افکار من آشنایی داشته باشید. بسیاری از دوستان بهائی که از این صفحه بازدید کردند با ارسال پیام از انگیزه من درباره راهاندازی این صفحه جویا شدند.اینگونه بود که لازم دیدم خطاب به این دوستان توضیحاتی را عرض کنم اما با تفکر و تعمق بیشتر به این نتیجه رسیدم که لازم است این توضیحات مهم را به تمام بچههای خوب بهائی عرض کنم و تصمیم گرفتم با ارسال نامهای آن توضیحات را به استحضار ایشان برسانم.
برای درک دقیق انگیزههای من از نوشتن مقالاتی درباره آئین بهائی بهتر است درباره نحوه آشنایی خود با این آئین توضیح مختصری ارائه دهم. اول بار در کلاس درس تاریخ معاصر ایران در دوره دبیرستان با فردی ملقب به "باب" و "فرقه بهائیت" آشنا شدم که بعدهها متوجه شدم، آشنایی دقیقی نبوده است به ویژه اینکه برخلاف آنچه که در کتاب تاریخ آمده است استعماری بودن آئین بهائی فاقد سند محکم و متقن است. حدود دو سال و نیم پیش بود که بر اثر برخورد با تبلیغات بهائی علاقهی خاصی برای بیشتر دانستن در مورد این آئین در من ایجاد شد. حدود شش ماه شنونده بودم و مطالعه شخصی درباره این آئین نداشتم اما به مرور زمان متوجه شدم لازم است شخصاً درباره تعالیم آئین بهائی تحقیق کنم. تحقیقاتی که منجر به نتایجی شد که امروز لازم میدانم بچههای خوب بهائی را از آنها مطلع کنم چراکه بچههای خوب بهائی خود از محتوای آنچه که آن را موجب "آسایش آفرینش"(1) معرفی میکنند بهطور دقیق مطلع نیستند.
به شما بچههای خوب بهائی در کلاس "درس اخلاق" تنها بخشی از سخنان رهبران بهائی تعلیم داده میشود و سپس شما را موظف میکنند که این مطالب را به عنوان وظیفه وجدانی خود به دیگران منتقل کنید. در آن جلسات گفته میشود که حضرت بهاءالله فرمودند: "ای دوستان سراپرده يگانگی بلند شد بچشم بيگانگان يکديگر را نبينيد . همه بار يک داريد و برگ يک شاخسار"(2) اما هرگز در کنار این مطالب زیبا به بچههای خوب بهائی گفته نخواهد شد که آن کسی که هدف رسالت خود را "اتحاد و اتفاق اهل کره زمین"(3)اعلام کرده و دستور اکید داده است که "عاشروا مع الادیان بالروح و الریحان"(4) فرموده است که "حزب شیعه پست ترین حزب عالم است".(5) بچههای خوب بهائی! یک سؤال دارم. به من جواب ندهید به وجدان خود جواب دهید آیا میشود به کسی که عضو پستترین حزب عالم است به چشم بیگانه نگاه نکرد؟ آیا عضو پستترین حزب عالم با عضو بهترین حزب عالم مساوی است؟ آیا ابنای پستترین حزب عالم ثمره همان درختی هستند که بچههای خوب بهائی ثمره آن هستند؟ آیا با توجه به آن فرمایش حضرت بهاءالله، شیعه و بهائی همه یک بارند و برگ یک شاخسار؟
در جلسات شما ضمن اعلام منقضی شدن تاریخ مصرف احکام اسلامی و انتقاد از حقوق زنان در دین مبین اسلام؛ به عنوان افتخار دور افخم بهائی آموزش داده میشود که "از جملهء اساس و تعليمات بهاء اللّه مساوات بين رجال و نساء است "(6) و گفته میشود: " قلم اعلي فرق مابين عباد و اما را از ميان برداشته و كل را در صقع واحد بعنايت كامله و رحمت منبسطه مقر و مقام عطا فرمود " (7) اما هیچگاه گفته نمیشود که جمال مبارک فرمودند: "رجال اقدمند و اقوی"(8) و در حالیکه تفاوتهای زیادی بین احکام خانمها و آقایان از جمله در مورد تقسیم ارث در آئین بهائی وجود دارد شما را تحریک میکنند که از مسلمانان ایراد بگیرید که چرا ارث دختر نصف ارث پسر است؟
بچههای خوب بهائی! به شما میگویند احکام اسلامی برای 1400 سال پیش است حالا بشر به مرحله بلوغ رسیده و دین جدید لازم است و حضرت بهاءالله دین جدید مخصوص دوره بلوغ بشر آورده است اما توضیح نمیدهند که چگونه احکام بهائی حداقل هزار سال معتبر خواهد بود؟(9) و بعد شما را تشویق میکنند که آئین جدید را تبلیغ کنید و شما دانسته و یا ندانسته مشغول تمسخر احکام اسلامی میشوید فقط به خاطر اینکه برای 1400 سال پیش است! و شما در حالی صحبت از منقضی شدن دوره دیانت مقدس اسلام میفرمایید که شاید اصلاً تاکنون به ذهن شما هم خطور نکرده باشد که قبل از صحبت کردن درباره منقضی شدن یا منقضی نشدن دوره اسلام لازم است درباره منقضی شدن و متزلزل شدن آئین بهائی به علت وجود مؤسسه ولایت امرلله سخن بگویید چون جناب شوقی افندی فرمودند: "بدون این مؤسسه وحدت امر الله در خطر افتد و بنیانش متزلزل گردد".(10)البته تقصیری ندارید چون فرصت تعمیق و تدقیق در آثار بهائی به شما داده نمیشود و شما معمولاً با الفاظی نظیر "گل و بلبل" و "روح و ریحان" سرگرم میشوید و مهمترین وظیفه شما "ترویج نفحات الله" معرفی میشود بدون آنکه دقیقاً بدانید آن نفحات چیست؟
بچههای خوب بهائی! به شما آموزش داده میشود خوش به حالتان! که بهائی اهل تحقیق است و اغیار اهل تقلید. اما آیا تا کنون از خودتان پرسیدهاید که چقدر درباره دیانت بهائی تحقیق کردهاید و یا چه مقدار با توجه به تعلیم ترک جمیع تعصبات و تقالید در باره اغیار تحقیق کردهاید؟ آیا تا کنون از خود پرسیدهاید شاید اغیار هم بر اساس تحقیق و تحری حقیقت اغیار شدهاند؟ یا این تعلیم که کسی که به حقیقت پی نبرده یا طفل است یا بیمار است یا جاهل فرصت تحقیق درباره اغیار را از شما گرفته؟ و تمام فرصت شما را صرف این کرده است که"بايد آنها را تربيت نمائيم تا ببلوغ برسند.يا مريضند بايد معالجه كنيمتا شفا يابد ويا جاهلند بايد تعليم كنيمتا دانا شوند"(11) و این چنین است که از خود غافل شدهاید؟
بچههای خوب بهائی! به شما میگویند که موعود اسلام آمد و رفت! چون حضرت بهاءالله در کتاب ایقان اینطور فرمودهاند و شما باید شیعیان را متوجه کنید و از خواب غفلت بیدار کنید. شما بچههای خوب بهائی هم روی اعتمادی که بزرگترهایتان دارید به این توصیه عمل میکنید بدون آنکه بدانید کتاب ایقان بر اساس برخی احادیثی است که سندیت ندارد و برای اثبات قائمیت حضرت باب جعل شدهاند. حاضرم فهرست کاملی از احادیث جعلی کتاب ایقان در اختیارتان قرار دهم تا میزان صداقت بزرگترهایتان برای شما مشخص شود. همچنین اگر علاقهمندید تا بیشتر از میزان صداقت بزرگترهایتان مطلع شوید از ایشان بپرسید چگونه است که تبلیغ کلمه الله چون یک وظیفه وجدانی است در ایران -علیرغم تمام دشواریهای موجود- قابل تعطیل نیست اما انجام همین وظیفه وجدانی در ارض اقدس(اسرائیل یا فلسطین) به کلی ممنوع است؟ آیا در آنجا وجدان تعطیل است؟
بچههای خوب بهائی! با این همه آیا به من حق نمیدهید که در مقابل چنین تهاجماتی از خود دفاع کنم؟ چطور شما حق دارید و وظیفه دارید که دیگران را از امر مبارک بهائی مطلع بکنید اما من حق ندارم؟ من هم مثل شما، دیگران را از محتوای آئین بهائی دارم مطلع میکنم پس من هم، نهتننها حق دارم که مقاله بنویسم و دیگران به خواندن آن دعوت کنم بلکه وظیفه دارم چون هم شما برای خودتان چنین وظیفهای قائلید و هم اینکه دفاع از خود حق طبیعی هر انسانی است و خداوند ابزار دفاع از خود را در وجود آدمی و در طبیعت قرار دادهاست.
بچههای خوب بهائی! بهائی ماندن یا نماندن شما فقط به خودتان مربوط است چون شما انسان هستید و انسان موجودی است مختار اما تبلیغ آئین بهائی فقط به خودتان مربوط نیست و به من و مثل من نیز مربوط است چون شما در و دیوار که موجودات بیاختیاری هستند را تبلیغ نمیکنید بلکه من و مثل من را که مثل شما موجودات مختاری هستیم تبلیغ میکنید. اگر شما از اختیار خودتان برای تبلیغ استفاده بکنید من و مثل من هم از اختیار خودمان برای دفاع استفاده خواهیم کرد. پس در میان کوه فریاد نکشید تا انعکاس دلخراش آن را نشنوید چون شما یک فریاد خواهید کشید اما انعاکس آن بیشمار خواهد بود.
ارادتمند شما بابک سحرخیزان Bababk_saharkhizan@yahoo.com اردیبهشت ماه 1387
منابع:
1- نداء به اهل عالم، ص:35 2- آیات الهی، ج1، ص:95 3- لوح مبارک خطاب به شيخ محمّد تقى مجتهد اصفهانى معروف به نجفی، ص:18( اصل بیان به عربی: لاتسبوا احدا بینکم قد جئناکم لاتحاد من علی الارض و اتفاقهم( 4- کتاب اقدس، بند 145 5- لئالئ الحكمة - ج١: ص ۱۶۷ 6- خطابات حضرت عبدالبهاء، ج1، ص:165 7- مائده آسماني، ج ٨،ص: ٥٢ 8- گلزار تعالیم بهائی، ص:288 9- آثار قلم اعلی، ج1، ص:60 10- دور بهائی، ص:80 11- خطابات حضرت عبدالبها ، ج1، صص:153-152
|
|
|
|
|
|
| |